X
تبلیغات
رایتل
جمعه 1 آبان‌ماه سال 1388

دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani 

 افسردگی کودکان ونوجوانان دریک نگاه

 در زندگی شهر نیشنی هر روز باید منتظر یک اتفاق جدید باشیم که گاها این اتفاقات شکل خوش زندگی نیست متاسفانه با پیشرفت زندگی و افزایش ارتباطات مشکلات این چنینی در روستاها نیز افزون شده است یکی از موارد بسیار ازار دهنده پیدایش افسردگی بین افراد میباشد که این مطلب در مورد کودکان و نوجوانان اثار سویی داشته که در این مقاله کوتاه که توسط دوستانمان در انجمن وسواس تهیه شده به ان پرداخته که علاوه بر تشکر ازاین عزیزان از شما خواننده گرامی نیز خواهشمندم با ارائه پیشنهادات و انتقادات سازند ما را در ارائه هر چه بهتر مقالات بعدی یاری فرمائید .

با سپاس دکتر رحمت  سخنی از مرکز آموزشی درمانی امام خمینی ره ارومیه
چون بیماری افسردگی علل متفاوتی دارد، لذا لازم است که جه پیشگیری به کلیه عوامل زمینه ساز و مستعد کننده توجه نمود و با اجرای اصول صحیح بهداشت روانی در خانواده مدرسه و جامعه از بروز آن جلوگیری به عمل آورد. 
الف- خانواده:الف (1)- خانواده اولین مکانی است که زیر بنای شخصیت سالم یک نوجوان را می گذارد، بنابراین لازم است که والدین با اصول بهداشت روانی آشنا شده و محیط تربیتی مناسبی را برای فرزندان خود ایجاد نماییدالف (2)- باید روابط خانوادگی بر مبنای عطوفت و تفاهم باشد و احترام متقابل و گذشت بین اعضای خانواده وجود داشته و والدین به خواسته های فرزندان توجه کنند تا حس اعتماد در آنها ایجاد شودالف (3)- از آنجا که دوران نوجوانی با دوران بلوغ جنسی، روانی اجتماعی همراه است، لذا والدین باید رفتار مناسب با این دوران را با نوجوان داشته باشند و در مواقعی که لازم است پشتیبان و کمک او باشند و سعی کنند تا هیجانات و احساسات او را درک کرده، تا حد امکان او را یار و مددکار باشند تا نوجوان این دوره ی بحرانی را بدون مشکل سپری کرده و از سلامت روانی بهتری برخوردار باشندالف (4)- والدین باید توجه داشته باشند که دوران نوجوانی، دورانی است که نوجوان از خانواده دوری گرفته و کشش فراوانی به رفاقت و دوستی با همسالان خود دارد. لذا آنها وظیفه دارند که به جای تصادم و مخالفت با او، در کنار او حرکت کرده و ضمن حمایت از او مراقب باشند تا نوجوان با دوستانمناسب و صالح معاشرت نماید. چون وجود دوستان ناسالم در سلامت و تعادل روانی نوجوان بطرز غیر قابل انکاری مؤثر است.الف (5)- نوجوان در این سن دیگر کودک نیست و علاقمند است که در بعضی مسایل به نظر او هم توجه شود. لذا والدین باید توجه کنند که اگر آمادگی دارد با توجه به این امکانات و پذیرش جامعه و محیط زندگی در پاره ای از مسایل او را آزاد بگذارند، در غیر اینصورت باید او را راهنمایی کرده و قانعش ساخت تا احساس کند که والدین خیر و صلاح او را طالبند. 
ب- مدارس و مسئولین آموزش و پرورش:ب (1)- در مدرسه علاوه بر رشد قوای عقلانی باید به رشد شخصیت، قوای عاطفی، و اجتماعی دانش آموز هم توجه شود، معلمان باید به اصول بهداشت روانی آشنایی کامل داشته و ضمن تدریس، روحیه و نیازهای روانی دانش آموزان را هم در نظر داشته باشند.ب (2)- معلمان باید به حساسیت و رفتار گوشه نشینی و غیر اجتماعی دانش آموزان توجه نمایید زیرا این گونه رفتارها بیشتر نشانه ناراحتی روانی استب (3)- مسئولین مدارس باید با کمک و همفکری والدین مشکلات روانی دانش آموزان را شناسایی کرده و دفع نمایند و محیط تربیتی مناسبی را برای او فراهم نمایید و باید نوجوان را به شرکت در امور ورزشی، تولیدی و غیره ترغیب و تشویق کنند تا بدین طریق نیرو و احساسات آنها از راه سالم تخلیه شود.ب (4)- در هر مدرسه لازم است که مراکزی جهت مشاوره و راهنمایی دانش آموزان ایجاد شود تا دانش آموزان زمانی که دچار مشکلات روحی، محرومیت و سرخوردگی می شوند به آنها مراجعه کرده و راهنمائیهای لازم را دریافت نمایند.ب (5) در صورت امکان تدریس اصول بهداشت روانی در مدارس وجود داشته باشد که خود می تواند در این ضمینه و شناخت بیماری افسردگی مفید باشد.ب (6)- مسئولین تربیتی باید اوقات فراغت دانش آموزان را پر نمایند بطوری که باعث رشد حسی، اجتماعی، عاطفی و دین آنها شود 
.ج. مسئولین بهداشت، درمان و آموزش پزشکی:مسئولین بهداشت و درمان باید در جهت تأمین سلامت روانی افراد بخصوص نوجوانان اقدامات مؤثری را اتخاذ نمایند از جمله:ج (1)- آموزش بهداشت روانی به خانواده ها از طریق رسانه های گروهی، مطبوعات، مراکز بهداشتی و غیره.ج (2)- ایجاد مراکز مشاوره، راهنمایی برای تداوم گروههای سنی مخصوصاً نوجونان در کلیه مراکز بهداشتیج (3)- تربیت متخصصان جهت ایجاد تیم بهداشت روانی در سرتاسر کشور به شکل روان پزشک، روان پرستار، روان شناس بالینی، مدد کار روانی و ... تا پاسخگویی نیازهای مردم باشند و بالاخره بالا بردن سطح اطلاعات و دانش عموم مردم و ریشه کن کردن بی سوادی از اقدامات مؤثری در این زمینه است که باید به آن توجه بیشتری می شود. به طور کلی میتوان عوامل روانی _ اجتماعی زیر را به عنوان عوامل مستعد کننده و زمینه ساز جهت بروز افسردگی در دانش آموزان در نظر گرفت:1-حوادث زندگی و استرس آمیز محیطی مثل مرگ یک یا هر دو والد، طلاق و جدایی2-عوامل خانوادگی: علاوه بر عوامل فوق، در مورد دانش آموزان نوجوان این عوامل استرس زا را نیز می توان در نظر گرفت: روابط سرد بین والدین یا والدین با نوجوان به ترتیب تولد، زندگی با نا پدری یا نا مادری، بیماری جسمی یا روانی اعضای خانواده و پائین بودن میزان درآمد خانواده3- مهاجرت و تغییر محل زندگی